سیگاری…

آگوست 16, 2009

صرفا برای یک لحظه خیلی دوست دارم سیگاری بشم، اینکه یه روزه سرد کناره خیابون وایستاده باشم و با کسی که تا حالا ندیدمش قرار داشته باشم، دسته چپم توی جیبم باشه و کیفه معروفم هم رو دوشم، توی دسته راستم سیگار بینه انگشته شست و اشارم باشه و از سرما سره جام بالا پایین بپرم و یه نگاه به چپ بکنم و یه پُک از سیگار بگیرم و سرمو برگردونم جلو، بعد یه ماشین بیاد جلوم نگه داره و شیشه سمته کمک راننده رو بده پایین، منم بپرسم فلانی؟ اون سرشو به نشونه تایید تکون بده و من دسته چپمو از جیبم در بیارم و دره ماشین و باز کنم و پای چپم رو بذارم تو ماشین و همینطور که دارم میرم تو ماشین سیگارو بندازم زمین.

پاسخ دهید