شراب

آگوست 28, 2009

مگه شراب رو برای همین نساختن که بخوری و از خودت بیخود بشی، حالا یه سری پیدا شدن که افتخار میکنن که سه شیشه شراب میخورن و هیچیشون نمیشه…

hmmm…

آگوست 26, 2009

- Take the sun and the moon.
Isn`t it amazing that from here they both look the same size?
One`s huge, millions of kilometers away.
The other`s tiny, a few thousand from here.
Think that`s a coincidence?

- I never thought about it. Anyway, what`s the point?

- It`s simple.
You have the sun and the moon.
Sometimes they get closer and closer.
When they come together, it makes an eclipse.

- Perverts! Doing it in public!

- That`s why they put out the lights.

Nitro – http://www.imdb.com/title/tt0790602/

که چی؟

آگوست 22, 2009

Okan-Bayulgen

این آقای اُکان بایولگن یکی از شو مَن‌های ترکیه‌ایه که خیلی دوستش دارم، این آقا هیچ وقت شبا نمیخوابه همیشه ساعت ۸ صب میخوابه، داستان نخوابیدنش رو هم اینطور تعریف میکنه که ایشون ۸-۹ ساله بودن که مادر و پدرشون طلاق میگیرن و ایشون رو میذارن یه مدرسه که خوابگاه داره و ایشون تو مدرسه میمونه، بعدش تو همون دوران که معلم‌ها تو مدرسه یاد میدادن که همه اعضای بدن جفت هستن مثل دست و پا و چشم و گوش و اینا فقط قلب هست که یدونس، ایشون با خودش فکر میکنه که خوب اگه یکی از دستاش قطع بشه اونیکی هست ولی اگه یروز تو خواب قلبش وای بـِسته دیگه قلبه دیگه‌ای نداره، و از ترس دیگه شب‌ها نمیخوابه و تو خوابگاه هرشب میرفته بالای سره دوستاش دستشو میذاشته رو قلب اونها که یدفعه قلبشون وای نسته…

سیگاری…

آگوست 16, 2009

صرفا برای یک لحظه خیلی دوست دارم سیگاری بشم، اینکه یه روزه سرد کناره خیابون وایستاده باشم و با کسی که تا حالا ندیدمش قرار داشته باشم، دسته چپم توی جیبم باشه و کیفه معروفم هم رو دوشم، توی دسته راستم سیگار بینه انگشته شست و اشارم باشه و از سرما سره جام بالا پایین بپرم و یه نگاه به چپ بکنم و یه پُک از سیگار بگیرم و سرمو برگردونم جلو، بعد یه ماشین بیاد جلوم نگه داره و شیشه سمته کمک راننده رو بده پایین، منم بپرسم فلانی؟ اون سرشو به نشونه تایید تکون بده و من دسته چپمو از جیبم در بیارم و دره ماشین و باز کنم و پای چپم رو بذارم تو ماشین و همینطور که دارم میرم تو ماشین سیگارو بندازم زمین.